تبليغاتX
به وب لاگ دالان بهشت من خوش اومدي*اميدوارم لذت ببري*نظر يادت نره مطمئنا از نظراتت استفاده مي كنم*ممنون دالان بهشت

دالان بهشت

!!!عشق و عشق و عشق...فقط عشق

سخن درشت/ تند

 

 

HARSH WORDS

 

 

سخن درشت/ تند

 

 

 

I ran into a stranger as he passed by,

 

بامردي كه در حا ل عبور بود برخورد كردم


"Oh excuse me please" was my reply.

 

اوو!! معذرت ميخوام 


He said, "Please excuse me too;

 

من هم معذرت ميخوام


I wasn't watching for you."

 

دقت نكردم


We were very polite, this stranger and I.

 

ما خيلي مؤدب بوديم ، من واين غريبه


We went on our way saying good-bye.

 

خداحافظي كرديم وبه راهمان ادامه داديم


But at home a difference is told,

 

اما در خانه چيزي متفا وت گفته ميشه  


how we treat our loved ones, young and old

 

با آنهايي كه دوست داريم چطور رفتار ميكنيم

 

Later that day, cooking the evening meal,

 

كمي بعد آنروز، در حال پختن شام


My son stood beside me very still.

 

پسرم خيلي آرام كنارم ايستا د


As I turned, I nearly knocked him down.

 

همينكه برگشتم به اوخوردم وتقريبا"   انداختمش


"
Move out of the way," I said with a frown
.

" اه !! ازسرراه برو كنار"

 

بااخم گفتم

 

He walked away, his little heart broken.

 

قلب كوچكش شكست ورفت

 


I didn't realize how harshly I'd spoken.

 

نفهميدم كه چقدر تند حرف زدم


While I lay awake in bed,

 

وقتي توي تختم بيدار بودم


God's still small voice came to me and said,

 

صداي آرام خدا در درونم گفت


"While dealing with a stranger, common courtesy you use,

 

وقتي با يك غريبه برخورد ميكني ، آداب معمول را رعايت ميكني

 

But the children you love, you seem to abuse.

 

اما با بچه اي كه دوست داري بد رفتار ميكني

 

Go and look on the kitchen floor,

 

برو به كف آشپزخانه نگاه كن


You'll find some flowers there by the door.

 

آنجا نزديك در چند گل پيدا ميكني

 

Those are the flowers he brought for you.

 

آنها گلهايي هستند كه او برايت آورده است


He picked them himself: pink, yellow and blue .

 

خودش آنها را چيده: صورتي و زرد و آبي


He stood very quietly not to spoil the surprise,

 

آرام ايستاده بود كه سورپريزت بكنه


and you never saw the tears that filled his little eyes."

 

وهرگز اشكايي كه چشماي كوچيكشو پر كرده بود نديدي


By this time, I felt very small,

 

در اين لحظه احساس حقارت كردم


and now my tears began to fall .

 

واشكام سرازيرشدند

 

I quietly went and knelt by his bed;

 

آرام رفتم و كنار تختش زانو زدم

 

"Wake up, little one, wake up," I said. "

 

بيدار شو كوچولو ، بيدار شو

 

Are these the flowers you picked for me?"

 

اينا گل ها ين كه تو برام چيدي؟


He smiled, "I found 'em, out by the tree.

 

او خنديد— اونارو كنار درخت پيدا كردم


I picked 'em because they're pretty like you.

 

ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن


I knew you'd like 'em, especially the blue ."

 

ميدونستم دوستشون داري ، مخصوصا" آبيه رو

 

I said, "Son, I'm very sorry for the way I acted today;

 

گفتم پسرم واقعا" متاسفم ازرفتاري كه امروز داشتم


I shouldn't have yelled at you that way ."

 

نميبايست اونطور سرت داد بكشم


He said, "Oh, Mom, that's okay. I love you anyway."

 

گفت :اشكالي نداره من به هر حال دوستت دارم مامان 

 
I said, "Son, I love you too,

 

گفتم :من هم دوستت دارم پسرم

 

and I do like the flowers, especially the blue."

 و گلهارو هم دوست دارم ، مخصوصا" آبيه رو

 

 

Are you aware that if we died tomorrow, the company that we are working for would easily replace us in a matter of days.

But the family we left behind will feel the loss for the rest of their lives.

And come to think of it, we pour ourselves more into work than to our own family an unwise investment indeed, don't you think?

So what is behind the story?

What does the word FAMILY mean to us?

 

آيا ميدانيد كه اگر فردا بميريد شركتي كه در آن كار ميكنيد به آساني در ظرف يك روز براي شما جانشيني مي آورد.اما خانواده اي كه به جا ميگذاريد تا آخر عمر احساس فقدان شما را خواهد كرد.

و به اين فكر كنيد كه ما خود را وقف كا رميكنيم ونه خانواده مان .چه سرمايه گذاري   نا عاقلانه اي !! اينطور فكر نميكنيد؟!!پشت اين داستان چه پندي نهفته است. كلمه " خانواده "  يعني چه ؟؟

 

farhad



نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 10:30 قبل از ظهر به قلم فرهاد |


همانی باش...


 

همانی باش که می خواستی

تو می توانی

 

تمام آن چیز ها باشی که رویایی در دلت بود

اگر عزم آن کنی که بکوشی

اگر خود را بیشتر باور کنی.

درکی مخصوص به خود داری از مردم

که چرا می کنند آن چه را می کنند

 

چرا خویشتن را می آزارند و


چرا دیگران را می آزارند


از خطاهای دیگران بیاموز

آن ها را بپذیرو

از ایشان در گذر

نقش آنان را تکرار نکن

به بهانه ی الگویی

به توجیه خطاهای خویش

 

زمام را به دست گیرو

عمر خویش را بزی

و گام های رفتن را در سفری که آغاز کرده ای


مکرر کن


سفری به منتهای درون خویش


واین دشواترین سفرهاست

 

اما شایسته ترین پاداش را


ارزانی کند


از آن ها که عاشقی،


توان گیر


و از آنان که ترا عاشقند


استعانت جو.


قلبت را بگشا و تصویر تصورات را به یک سو نه


و در حقیقت خویش بیامیز


غرور خود را نگه دار، اما برای او


زیست نکن


به نیکی های خویشتن ایمان بیاور


وآن گاه نیکی کن


و تو می توانی


بکوش آن باشی که می خواهی


هوس های ناپایدار را قربانی کن به پای هدف های بلند


و این قربانی تو را منفعت رساند


وآن گاه تو به خویشتن افتخار خواهی کرد


هم چنان که به سوی زندگی گام می نهی شکر گزار


به پاس همه ی آنچه نیک است واز آن توست


برای همه ی نیروهای نهفته ای که ترا محفوظ می دارند


شکر گزار.


به این نیروها ایمان بیاورو


آن را به کار گیر


تو انسان شگفتی، شگفتی بیافرین


بخت واقعی از درون تو باید که درآید


تو آن را در خواهی یافت،


اگر مشعل آگاهی خود را


چراغ راه کنی


به آوای دانسته ی خویش


گوش فرا دهی


و پی گیری


واین کلید دروازه های بخت است


بر آن مباش که دیگران را سلطه گیری


قصد کن که سلطان خویش باشی


همانی باش که می خواسته ای


و آن گاه هر چیز دنباله ی تو گیرد


در رویایت به حقیقت در آید

 

 

کارل استیونس 

 



shad bashid
ba ehteram farhad


نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 12:9 بعد از ظهر به قلم فرهاد |


خانه

ایمیل

آرشیو

يك سخن


""كسي با سكوتش، مرا تا بيابان بي انتهاي جنون برد و او با نگاهش، مرا تا درندشت درياي خون برد مرا باز گردان مرا اي به پايان رسانيده آغاز گردان""

RSS

آرشیو


هفته سوم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته چهارم دی 1384
هفته سوم دی 1384
هفته دوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم آبان 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته چهارم شهریور 1384

دوستان من


رویا بارون خورده
در حصار ذهن
دهکده عشق
اسمشو هر چی می خوای بذار..........!
ترکمن های ایران
write time
گردباد مطالب_همه چی از همه جا
یافته های معرفتی
محبت جاویدان
green dreamland
افسونگر کوچک
دختر بابا
چشمان باز بسته
يیگيت يعنی جوان
دوست عزیز سلام
روياي شب هاي تنهايي من
خدایا
جام جهان نما
جدیدترین البوم ها وموزیک ها
قالب کد های جاوا و داونلود نرم افزار و...
اصول مکانیک در ربات ومدل
مراحل ساخت هواپیمای فوق سبک "روح مقدس"
حرف دل

جستجو در وب لاگ


www.love4mylove.tk

خبرنامه






Powered by دالان بهشت

بنر عضویت در IrExpert


!برو بيا


طراح قالب

@F@F

نام قالب

ماريه

Powered By

LOVE

اميدوارم كه از ديدن وب لاگم لذت برده باشين!باز هم به من سر بزنين خيلي خوشحال ميشم.

نظر يادتون نره! خوشحال ميشم ممنون.